بالاخره گوشی رو برداشت .
صدامو صاف کردم ..
_گفتم : الو
چند لحظه مکث ...
گفت : مگه قرار نبود تمومش کنیم
گفتم : فقط می خواستم صداتو بشنوم دلم تنگ شده
گفت : بهتر است ادامه ندهیم
دستمو لای موهام کشیدم .. زمزمه ....
باید میدونستم ...
اینبار سرمو بین دستام گرفتم
زمزمه ...
+ باور نمیکنم ته ریش گذاشتم ..
+ اون وقتی که ندونی داری اشتباه میکنی ..کارت سخت میشه
+ فقط احمق ها هستن که شبا خوابشون میبره ...